خلوتی با سهراب سپهری
هایی
شرق اندوه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرچشمه رویش هایی، دریایی، پایان تماشایی.
۲
تو تراویدی: باغ جهان تر شد، دیگر شد.
۳
صبحی سر زد، مرغی پر زد، یک شاخه شکست : خاموشی هست.
۴
خوابم بر بود ، خوابی دیدم: تابش آبی در خواب ، لرزش برگی در آب.
صفحهٔ ۱ از ۲