خلوتی با سهراب سپهری
و شکستم، و دویدم، و فتادم
شرق اندوه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درها به طنین های تو وا کردم.
۲
هر تکه نگاهم را جایی افکندم، پر کردم هستی ز نگاه .
۳
بر لب مردابی ، پاره لبخند تو بر روی لجن دیدم، رفتم به نماز.
۴
در بن خاری ، یاد تو پنهان بود، برچیدم، پاشیدم به جهان.
صفحهٔ ۱ از ۳