خلوتی با سهراب سپهری
پادمه
شرق اندوه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می رویید. در جنگل ، خاموشی رویا بود.
۲
شبنم بر جا بود.
۳
درها باز، چشم تماشا باز، چشم تماشاتر، و خدا در هر ... آیا بود؟
۴
خورشیدی در هر مشت: بام نگه بالا بود.
صفحهٔ ۱ از ۲