خلوتی با سهراب سپهری
در سفر آن سوها
آوار آفتاب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایوان تهی است ، و باغ از یاد مسافر سرشار.
۲
در دره آفتاب ، سر برگرفته ای:
۳
کنار بالش تو ، بید سایه فکن از پا در آمده است.
۴
دوری، تو از آن سوی شقایق دوری.
صفحهٔ ۱ از ۳