خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو کسی در آمد از پای و تو دستگاه داریگرت آدمیتی هست دلش نگاه داری
۲
به ره بهشت فردا نتوان شدن ز محشرمگر از دیار دنیا که سر دو راه داری
۳
همه عیب خلق دیدن نه مروت است و مردینگهی به خویشتن کن که تو هم گناه داری
۴
ره طالبان و مردان کرم است و لطف و احسانتو خود از نشان مردی مگر این کلاه داری
صفحهٔ ۱ از ۳