شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر روز باد می‌برد از بوستان گلیمجروح می‌کند دل مسکین بلبلی
۲
مألوف را به صحبت ابنای روزگاربر جور روزگار بباید تحملی
۳
کاین باز مرگ هر که سر از بیضه بر کندهمچون کبوترش بدراند به چنگلی
۴
ای دوست دل منه که در این تنگنای خاکناممکن است عافیتی بی‌تزلزلی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth