خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پاکیزه روی را که بود پاکدامنیتاریکی از وجود بشوید به روشنی
۲
گر شهوت از خیال دماغت به در رودشاهد بود هر آنچه نظر بر وی افکنی
۳
ذوق سماع مجلس انست به گوش دلوقتی رسد که گوش طبیعت بیاکنی
۴
بسیار بر نیاید شهوتپرست راکش دوستی شود متبدل به دشمنی
صفحهٔ ۱ از ۲