خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاری آن است که زهر از قبلش نوش کنینه چو رنجی رسدت یار فراموش کنی
۲
هاون از یار جفا بیند و تسلیم شودتو چه یاری که چو دیگ از غم دل جوش کنی
۳
علم از دوش بنه ور عسلی فرمایدشرط آزادگی آن است که بر دوش کنی
۴
راه دانا دگر و مذهب عاشق دگر استای خردمند که عیب من مدهوش کنی
صفحهٔ ۱ از ۳