خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مبارک ساعتی باشد که با منظور بنشینیبه نزدیکت بسوزاند مگر کز دور بنشینی
۲
عقابان میدرد چنگال باز آهنین پنجهتو را بازی همین باشد که چون عصفور بنشینی
۳
نباید گر بسوزندت که فریاد از تو برخیزداگر خواهی که چون پروانه پیش نور بنشینی
۴
گرت با ما خوش افتادهست چون ما لاابالی شونه یاران مست برخیزند و تو مستور بنشینی
صفحهٔ ۱ از ۳