خلوتی با سعدی
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در ستایش ابوبکر بن سعد
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وجودم به تنگ آمد از جور تنگیشدم در سفر روزگاری درنگی
۲
جهان زیر پی چون سکندر بریدمچو یأجوج بگذشتم از سد سنگی
۳
برون جستم از تنگ ترکان چو دیدمجهان در هم افتاده چون موی زنگی
۴
چو باز آمدم کشور آسوده دیدمز گرگان به در رفته آن تیز چنگی
صفحهٔ ۱ از ۳