شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - تنبیه و موعظت

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دریغ روز جوانی و عهد برنایینشاط کودکی و عیش خویشتن رایی
۲
سر فروتنی انداخت پیریم در پیشپس از غرور جوانی و دست بالایی
۳
دریغ بازوی سرپنجگی که برپیچدستیز دور فلک ساعد توانایی
۴
زهی زمانهٔ ناپایدار عهد شکنچه دوستیست که با دوستان نمی‌پایی
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth