خلوتی با سعدی
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - تغزل و ستایش صاحب دیوان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی و شمعی و گویندهای و زیباییندارم از همه عالم دگر تمنایی
۲
فرشته رشک برد بر جمال مجلس منگر التفات کند چون تو مجلس آرایی
۳
نه وامقی چو من اندر جهان به دست آیداسیر قید محبت، نه چون تو عذرایی
۴
ضرورتست بلا دیدن و جفا بردنز دست آنکه ندارد به حسن همتایی
صفحهٔ ۱ از ۴