خلوتی با سعدی
ذکر وفات امیرفخرالدین ابیبکر طاب ثراه
مراثی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وجود عاریتی دل درو نشاید بستهمانکه مرهم جان بود دل به نیش بخست
۲
اگر جواهر ارواح در کشاکش نزعهمی به عالم علوی رود ز عالم پست
۳
بر آب دیدهٔ مهجور هم ملامت نیستکه شوق میبستاند عنان عقل از دست
۴
درخت سبز نمیبینی ای عجب در باغکه چون فرو دود آبش چو شاخ تر بشکست
صفحهٔ ۱ از ۴