خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دوخت چاره گر جگر چارپاره رااز بخیه خنده بر دم تیغ ست چاره را
۲
با اضطراب دل ز هر اندیشه فارغمآسایشی ست جنبش این گاهواره را
۳
چون شعله هم ز روی تو پیداست خوی توتا کی به تاب باده فریبی نظاره را
۴
سرگرم مهر شد دل چرخ ستیزه خوچندان که داغ کرده جبین ستاره را
صفحهٔ ۱ از ۴