خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز دفع غم ز باده نبودهست کام ماگویی چراغ روز سیاه است جام ما
۲
در خلوتش گذر نبود باد را مگرصرصر به خاک راه رساند پیام ما
۳
ای باد صبح! عطری از آن پیرهن بیارتسکین ز بوی گل نپذیرد مشام ما
۴
هر بار دانه بهر هما افگنیم و مورآید به دام و دانه رباید ز دام ما
صفحهٔ ۱ از ۲