خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون عذار خویش دارد نامه اعمال ماساده پرکار فراوان شرم اندک سال ما
۲
میل ما سوی وی و میلش به سوی چون خودی ستآرد از خود رفتنش ناگه به استقبال ما
۳
حال ما از غیر می پرسی و منت می بریمآگهی باری که آگه نیستی از حال ما؟
۴
عیش و غم در دل نمی استد خوشا آزادگیباده و خونابه یکسانست در غربال ما
صفحهٔ ۱ از ۳