شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منع ز صهبا چرا باده روان پرور استخوف ز عصیان عبث خواجه شفاعتگر است
۲
پرتو مهر و مه است نور به چشم اندرونگرچه بود در قدح اصل می از کوثر است
۳
عهد جوانی گذشت توبه نکردم هنوزباده به پیران سری نیک به من در خور است
۴
ای به من آویخته پاره ای از جا بگردتا نفتد بر زمین باده که در ساغر است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth