خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو صبح من ز سیاهی به شام مانندستچه گوییم که ز شب چند رفت یا چندست؟
۲
به رنج از پی راحت نگاه داشته اندز حکمت ست که پای شکسته در بندست؟
۳
درازدستی من چاکی ار فگند چه عیبز پیش دلق ورع با هزار پیوندست
۴
نگفته ای که به تلخی بساز و پند پذیربرو که باده ما تلخ تر از این پندست
صفحهٔ ۱ از ۳