خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به خود رسیدنش از ناز بس که دشوارستچو ما به دام تمنای خود گرفتارست
۲
تمام زحمتم، از هستیم چه می پرسی؟ز جسم لاغر خویشم به پیرهن خارست
۳
صلای قتل ده و جانفشانی ما بینبرای کشتن عشاق وعده بسیارست
۴
ستم کش سر ناموس جوی خویشتنمکه تا ز جیب برآمد به بند دستارست
صفحهٔ ۱ از ۳