خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کشته را رشک کشته دگرستمن و زخمی که بر دل از جگرست
۲
رمد اجزای روزگار ز همروز و شب در قفای یکدگرست
۳
مستی انداز لغزشی داردحیف پایی که آفتش ز سرست
۴
ناله را مالدار کرد اثردل سختش دکان شیشه گرست
صفحهٔ ۱ از ۳