شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در بند تو چشم از دو جهان دوخته ای هستهشدار که شهباز تو آموخته ای هست
۲
افغان مرا بیهشی ساخته ای نیستدر زمزمه ای بوی جگر سوخته ای هست
۳
در دیده ز رخ پرده برانداخته ای نیستدر سینه دو صد عربده اندوخته ای هست
۴
زانسوی به میدان وفا تاخته ای نیستزین سو هوس جانسپری توخته ای هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth