شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هند را رند سخن پیشه گمنامی هستاندرین دیر کهن میکده آشامی هست
۲
خسروی باده درین دور اگر می خواهیپیش ما آی که ته جرعه ای از جامی هست
۳
نامه از سوز درونم به رقم سوخته شدقاصد ار دم زند از حوصله پیغامی هست
۴
جغد و آزادی جاوید هما را نازمکش به هر سو کششی از شکن دامی هست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth