شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه هرزه همچو نی از مغزم استخوان خالی ستکه جای ناله زاری در این میان خالی ست
۲
روم به کعبه ز کوی تو و ز حق خجلمز سجده جبهه و از پوزشم زبان خالی ست
۳
هجوم گل به گلستان هلاک شوقم کردکه جا نمانده و جای تو همچنان خالی ست
۴
گریستم نگرستی به خون تپم کامروزز پاره جگرم چشم خونچکان خالی ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth