شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گلشن به فضای چمن سینه ما نیستهر دل که نه زخمی خورد از تیغ تو وا نیست
۲
می سوزم و می ترسم از آسیب ز دانشآوخ که در آتش اثر آب بقا نیست
۳
عمری ست که می میرم و مردن نتوانمدر کشور بیداد تو فرمان قضا نیست
۴
هفت اختر و نه چرخ خود آخر به چه کارند؟بر قتل من این عربده با یار روا نیست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth