شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد از عدو نیارم وین هم ز دوربینی ستکاندر دلم گذشتن با دوست همنشینی ست
۲
در عالم خرابی از خیل منعمانمسیلم به رخت شویی برقم به خوشه چینی ست
۳
میرم ولی بترسم کز فرط بدگمانیداند که جان سپردن از عافیت گزینی ست
۴
در باده دیر مستم آری ز سخت جانی ستدر غمزه زودرنجی آری ز نازنینی ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth