شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غم من از نفس پندگو چه کم گرددبر آتشم چو گل و لاله باد دم گردد
۲
بدا معامله، او بی دماغ و من بی دلخوش آن که معذرتی صرف بر ستم گردد
۳
ترا تنی ست که بر وی سمن خسک پاشدمرا دلی ست که در وی نشاط غم گردد
۴
نمانده تاب غمش خاطر رقیب مجویکسی چه در پی صید گسسته دم گردد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth