خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آزادگی ست سازی اما صدا ندارداز هر چه درگذشتیم آواز پا ندارد
۲
عشق ست و ناتوانی حسنست و سرگرانیجور و جفا نتابم مهر و وفا ندارد
۳
فارغ کسی که دل را با درد واگذاردکشت جهان سراسر دارو گیا ندارد
۴
درهم فشار خود را تا دررسد دماغیدر بزم ما ز تنگی پیمانه جا ندارد
صفحهٔ ۱ از ۴