شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۱۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش ست آن که با خویش جز غم نداردولی خوشترست آن که این هم ندارد
۲
قوی کرده پیوند ناسور پشتشگرانمایه زخمی که مرهم ندارد
۳
سرابی که رخشد به ویرانه خوشترز چشمی که پیرایه نم ندارد
۴
به جوش عرق رنگ درباخت رویتگل از نازکی تاب شبنم ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth