شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نومیدی ما گردش ایام نداردروزی که سیه شد سحر و شام ندارد
۲
بوسم لب دلدار و گزیدن نتوانمنرم ست دلم حوصله کام ندارد
۳
مفرست به طوف حرم دوست نسیمیکز نکهت گل جامه احرام ندارد
۴
هر ذره خاکم ز تو رقصان به هوایی ستدیوانگی شوق سرانجام ندارد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth