شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ذوقش به وصل گرچه زبانم ز کار بردلب در هجوم بوسه ز پایش نگار برد
۲
تا خود به پرده ره ندهد کامجوی رادر پرده رخ نمود و دل از پرده دار برد
۳
گفتند حور و کوثر و دادند ذوق کارمنع ست نام شاهد و می آشکار برد
۴
نعش مرا بسوز کم از برهمن نیمننگ نسوختن نتوان در مزار برد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth