خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من به وفا مردم و رقیب به در زدنیمه لبش انگبین و نیمه تبر زد
۲
در نمکش بین و اعتماد نفوذشگر به می افگند هم به زخم جگر زد
۳
کیست درین خانه کز خطوط شعاعیمهر نفس ریزه ها به روزن در زد؟
۴
دعوی او را بود دلیل بدیهیخنده دندان نما به حسن گهر زد
صفحهٔ ۱ از ۳