شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگاهش ار به سر نامه وفا ریزدسواد صفحه ز کاغذ چو توتیا ریزد
۲
به فرق ما اگرش ناگهان گذار افتدچو گرد سایه ز بال و پر هما ریزد
۳
خوشا بریدن راه وفا که در هر گامجبین ز پای به انداز نقش پا ریزد
۴
ز ناله ریخت جگرپاره های داغ آلودچو برگ لاله که در گلشن از هوا ریزد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth