خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دریغا که کام و لب از کار ماندسخنهای ناگفته بسیار ماند
۲
گدایم نهانخانهای را که در ویدر از بستگیها به دیوار ماند
۳
جنون پرده دارست ما را که ما راز آشفتگی سر به دستار ماند
۴
نگه را سیه خال طرف عذارشبه تمغاچی رهرو آزار ماند
صفحهٔ ۱ از ۳