شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۱۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نفس از بیم خویت رشته پیچیده را ماندنگاه از تاب رویت موی آتش دیده را ماند
۲
ز جوش دل هنوزش ریشه در آبست پنداریبه مژگان قطره خون غنچه ناچیده را ماند
۳
ز بس کز لاله و گل حسرت ناز تو می جوشدخیابان محشر دلهای خون گردیده را ماند
۴
خوشا دلداده چشم خودش بودن در آیینهز سرگرمی نگه صیاد آهودیده را ماند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth