خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهر خواری بس که سرگرم تلاشم کردهاندپارهای نزدیک در هر دورباشم کردهاند
۲
ترسم از رسواییم آخر پشیمانی کشیدرازم و این شاهدان مست فاشم کردهاند
۳
چرخ هرروزم غم فردا به خوردن میدهدتا قیامت فارغ از فکر معاشم کردهاند
۴
غیر گفتی روشناس چشم گوهربار هسترازدان ناله الماس پاشم کردهاند
صفحهٔ ۱ از ۳