خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مژده صبح درین تیره شبانم دادندشمع کشتند و ز خورشید نشانم دادند
۲
رخ گشودند و لب هرزه سرایم بستنددل ربودند و دو چشم نگرانم دادند
۳
سوخت آتشکده ز آتش نفسم بخشیدندریخت بتخانه ز ناقوس فغانم دادند
۴
گهر از رایت شاهان عجم برچیدندبه عوض خامه گنجینه فشانم دادند
صفحهٔ ۱ از ۳