شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۱۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشق چو گفتیش که برو زود می‌رودنازم به خواجگی غضب‌آلود می‌رود
۲
امشب به بزم دوست کسی نام ما نبردگویی سخن ز طالع مسعود می‌رود
۳
از نامه‌ام مرنج که آخر شده‌ست کارشمع خموشم و ز سرم دود می‌رود
۴
شادم به بزم وعظ که رامش اگر چه نیستباری حدیث چنگ و نی و عود می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth