شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۱۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داغم از پرده دل رو به قفا می‌آیدتا ببینم که ازین پرده چه‌ها می‌آید
۲
همچو رازی که به مستی ز دل آید بیروندر بهاران همه بویت ز صبا می‌آید
۳
جلوه‌ای داغ که ذوقم ز نمک می‌خیزدمژده‌ای درد که ننگم ز دوا می‌آید
۴
سود غارت‌زدگی‌های غمت را نازمکه نفس می‌رود و آه رسا می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth