خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تیغ از نیام بیهده بیرون نکرده کسما را به هیچ کشته و ممنون نکرده کس
۲
فرصت ز دست رفته و حسرت فشرده پایکار از دوا گذشته و افسون نکرده کس
۳
داغم ز عاشقان که ستمهای دوست رانسبت به مهربانی گردون نکرده کس
۴
یا پیش از این بلای جگرتشنگی نبودیا چون من التفات به جیحون نکرده کس
صفحهٔ ۱ از ۳