خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که را بینی ز می بیخود، ثنایش می نویسبهر دفع فتنه حرزی از برایش می نویس
۲
ای رقم سنج یمین دوست بیکاری چراخود سپاس دست خنجر آزمایش می نویس
۳
آنچه همدم هر شب غم بر سرم می بگذردهر سحر یکسر به دیوار سرایش می نویس
۴
گر همین دیو و غریو و رنگ و نیرنگست و بسهر کجا شیخی ست کافر ماجرایش می نویس
صفحهٔ ۱ از ۳