شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۲۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا تف شوق تو انداخته جان در تن شمعشرر از رشته خویش ست به پیراهن شمع
۲
جان به ناموس دهی چند فراهم شده اندور نه خود با تو چه بوده ست رگ گردن شمع؟
۳
مجمعی از دل و جانست به گرد در دوستتوده ای از پر و بال ست به پیرامن شمع
۴
روزم از تیرگی آن وسوسه ریزد به نظرکه شب تار به هنگام فرو مردن شمع
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth