خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل و شمعم به مزار شهدا گشت تلفنشدی راضی و عمرم به دعا گشت تلف
۲
سعی در مرگ رقیبان گرانجان کردیمی شناسم که چه از ناز و ادا گشت تلف
۳
با غمت مرگ پدر سنجم و گویم هیهاتناله ای چند که در کار قضا گشت تلف
۴
آمدی دیر به پرسش چه نثارت آرممن و عمری که به اندوه وفا گشت تلف
صفحهٔ ۱ از ۳