شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۲۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شدم سپاسگزار خود از شکایت شوقزهی ز من به دل بی غمش سرایت شوق
۲
به بزم باده گریبان گشودنش نگریدخوشا بهانه مستی خوشا رعایت شوق
۳
هر آن غزل که مرا خود به خاطرست هنوزبه بانگ چنگ ادا می کند ز غایت شوق
۴
دخان ز آتش یاقوت گر دمد عجبستعجب ترست ازین بر لبش حکایت شوق
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth