خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرد آن که در هجوم تمنا شود هلاکاز رشک تشنه ای که به دریا شود هلاک
۲
گردم هلاک فره فرجام رهرویکاندر تلاش منزل عنقا شود هلاک
۳
نازم به کشته ای که چو یابد دوباره عمردر عذر التفات مسیحا شود هلاک
۴
دارم به کنج غمکده رشک کسی که اودر جلوه گاه دوست به غوغا شود هلاک
صفحهٔ ۱ از ۳