خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر لب یا علی سرای باده روانه کرده ایممشرب حق گزیده ایم عیش مغانه کرده ایم
۲
در رهت از پگه روان پیشتریم یک قدمحکم دوگانه داده ای ساز سه گانه کرده ایم
۳
بو که به حشو بشنوی قصه ما و مدعیتازه ز رویداد شهر طرح فسانه کرده ایم
۴
رغم رقیب یک طرف کوری چشم خویشتنناوک غمزه ترا دیده نشانه کرده ایم
صفحهٔ ۱ از ۳