خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوخت جگر تا کجا رنج چکیدن دهیمرنگ شو ای خون گرم تا به پریدن دهیم
۲
عرصه شوق تو را مشت غباریم ماتن چو بریزد ز هم هم به تپیدن دهیم
۳
جلوه غلط کرده اند رخ بگشا تا ز مهرذره و پروانه را مژده دیدن دهیم
۴
سبزه ما در عدم تشنه برق بلاستدر ره سیل بهار شرح دمیدن دهیم
صفحهٔ ۱ از ۳