خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گویی به من کسی که ز دشمن رسیده کو؟آن پیر زال سست پی قد خمیده کو؟
۲
یادت نکرده خصم به عنوان به لفظ دوستآن نامه نخوانده ز صد جا دریده کو؟
۳
رعنا دلت به دختر همسایه بند نیستآن مه رخ به گوشه ایوان خزیده کو؟
۴
دوشینه گل به بستر و بالین نداشتیآن برگ گل که در تن نازک خلیده کو؟
صفحهٔ ۱ از ۳