خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۳۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گاهی به چشم دشمن و گاهی در آینهبر کار عیب جویی خویشم هر آینه
۲
حیرت نصیب دیده ز بی تابی دل ستسیماب را حقی ست همانا بر آینه
۳
تا خود دل که جلوه گه روی یار شدخنجر به خویش می کشد از جوهر آینه
۴
باشد که خاکساری ما بردهد فروغگویی سپرده ایم به روشنگر آینه
صفحهٔ ۱ از ۳