شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۳۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مر ز فنا فراغ را مژده برگ و ساز دهسایه به مهر واگذار قطره به بحر باز ده
۲
طره جیب را ز چاک شانه التفات کشعارض خویش را ز اشک غازه امتیاز ده
۳
داغ به سینه زیورست دل به جفا حواله کنمی ز شرر گرانترست سنگ به شیشه ساز ده
۴
از نم دیده دیده را رونق جویبار بخشوز تف ناله ناله را چاشنی گداز ده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth