خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۳۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون زبانها لال و جانها پر ز غوغا کردهایبایدت از خویش پرسید آنچه با ما کردهای
۲
گر نهای مشتاق عرض دستگاه حسن خویشجان فدایت دیده را بهر چه بینا کردهای؟
۳
هفت دوزخ در نهاد شرمساری مضمرستانتقام است این که با مجرم مدارا کردهای
۴
صد گشاد آن را که هم امروز رخ بنمودهایمژده باد آن را که محو ذوق فردا کردهای
صفحهٔ ۱ از ۳